close
چت روم

اعتراف های احمقانه ی شما

آخرین ارسال های انجمن

اعتراف های احمقانه ی شما

موضوع : طنز نوشته ,داستان ,داستان طنز , | تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392 زمان : 3:58 | بازدید : 719
نویسنده : عباسعلی امینیان | نظرات ()

 

 

با سلام توی این پست اعتراف های احمقانه ی شمارو قرار دادم و خوش حال میشم خاطرات و سوتی هاتونو برامون بفرستید تا ما اونارو توی این وب نمایش بدیم.ممنون

 

 

ناشناس : اعتراف میکنم یکی از دوستای دورم یه مدت ندیدمش بهش گفتم بچت چطوره ؟ گفت من که بچه ندارم ! گفتم همون که دکتره ، گفت شوهرم دکتره !
من :l
اون : نمیدونم :@

 

 

 

 

رویا : سلام ، اعترافمیکنم یه بار رفتم تو یه مغازه سوپر لبنیاتی شارز پنج هزار تومنی بخرم پسره داشت فوتبال نگاه میکرد ، سلام کردم ووارد شدم اونم بدون نگاه کردن گفت بفرمایین منم با غرور گفتم گفت پنج تومن بده پسره چشاش دوتا ابگوشت خوری شد گفت چی ؟
گفتم ببخشید پنج تومن شارز میخوام تا خونه خندیدم هر وقت از اونجا رد میشم کلی خجالت میکشم

 

 

 

 

عرفانه : اعتراف میکنم اون روز پشت فرمون چراغ سبز شد یهو یه پسره پرید جلوی ماشین منم با عصابنیت سرمو از پنجره اوردم بیرون گفت کوری ؟ نمی بینی چراغ قرمزه ؟
من :l
پسره :l
بقیه عابرین پیاده :l
و بعد از این که رد شدم از اینه نگا کردم دیده پسره داره میخنده و سرشو تکون میده !
کصافطططط فهمید !

 

 

 

 


مینا : اعتراف میکنم یه بار توکلاس معلم عربی هی به من میگفت این فرمو ببر دفتر ودفتر کلاسو برو بیار  برو از این برگه کپی بگیر و  . . .
منم هر دفعه که می خواستم بیام تو کلاس در میزدم اینقدر که معلم منو فرستاد بیرون من گیج شدم داشتم میرفتم از کلاس بیرون عین خنگا در زدم رفتم !
من خجالت
دوستام خنده
معلمم متفکر

 

 

 

 

Nahal : اعتراف میکنم ی دفه سر امتحان هیچی بلد نبودم برگمم خالیه خالی بود ، یواشکی گذاشتمش تو کیفم با خودم بردمش خونه  :P  روز بعد معلم اومد کلی ازم عذرخواهی کرد ک من برگت رو گم کردم ولی ناراحت نباش پیدا میشه

 

 

 

 

مهتاب : اعتراف میکنم که من همیشه هروقت میخوام بگم پلیس . زبونم پاپییون میخوره و میگم پسیل .    

 

 

 

 

Ehsan : اعتراف میکنم میخواستم نتیجه امتحانمو بگیرم ،رفتم پیش منشی آموزشگاه ، گفتم نتیجه امتحانا رو میخوام ، بهم گفت : بُرد ( Board )“من یه ساعت مونده بودم که کی برد

 

 

 

 

Danial : اعتراف می کنم وقتی یکم کوچولو بودم دوتا جوجه داشتم یکیشون خیلی سر و صدا می کرد ، یه ترقه کردم تو حلقش یه طوری پوکید که از ناراحتی خندم گرفت

 

 

 

 

حدیث : اعتراف میکنم یه بار جوجه اردک دخترعموم سرما خورده بود تو دهنش به زور استامینوفن ریختم بخدا فک نمیکردم بمییییییره به جان خودم راست میگم تازه زدم پشتش که بده بیرون تقصیره من نبود ، دخترعموم دوروز افسرده بود منم چیزی نگفتم اونم نفهمیدددددد

 

 

 

 

Fati♥ : اعتراف میکنم سال اول دبیرستان براى درس دینى یه نقاشى در مورد معجزه حضرت ابراهیم کشیدم که عصاشو انداخته بود روى زمین تبدیل به مار شده بود . . . └(^o^)┘

 

 

 

 

Fati♥ : یه اعتراف دیگه ؛ تا پارسال فکر میکردک پسر خالم شوهر دختر خالمه !
شطرنجى کن

 

 

 

 

دریا : اعتراف میکنم دوم راهنمایی بودم میز کلاسمون کلا خراب شده بد پایه هاش و همهچیش کلا کنده شده بود ماهم پایه ها رو گذاشتیم چوبشم روش که کسی چیزی نفهمه دبیر حرفه وفن ما اومد مردم بود تا نشست میز و کشید کلا میز رو پاهاش پخش شد ما هم ازخنده ترکیده بودیم نمی دونستیم بخندیم یا بریم کمکش !

 

 

 

 

سحرناز : اعتراف میکنم
یه روز سرکلاس فارسی توی موقعیت عااالی پوست موز خشک شده ای که شبیح مارمولک بود رو جلوی بچه ها انداختم .جاتون خالی تا اخر کلاس همه در حال داد و نعره زدن بودن

 

 

 

 

eli : یه روز منتظره تاکسی بودم یه آقاهه ترسناک زل زده بود نگام میکرد منم ترسیدم ۲ صلوات فرستادم و همون موقع تاکسی اومد و من سوار که شدم به جای سلام گفتم بسم الله الرحمن الرحیمممم
آدم بود تو تاکسی چشاش دومده بووووود !
اینقده خجالت کشیدمممم
اصن یه وضعیییی

 

 

 

 

الی : اعتراف میکنم سال سوم راهنمایی من بودم که ازپشت به مقنعه دوستم آدامس چسبوندم ، ولی اون بنده خداهیچ وقت نفهمید کی اینکاروکرده !
وای خدای من یادش بخیر

 

مطالب مرتبط

آخرین مطالب ارسالی

اعلانات اعلانات
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93 ( سری دوم )
طنز طنز نوشته های خنده دار مرداد ماه 93
خنده خنده بازار این هفته
طنز طنز نوشته های باحال مرداد ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93
متن متن های عاشقانه
طنز طنز نوشته های جدید پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار پرشین فان
عکس عکس نوشته های خنده دار
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان

ارسال نظر برای این مطلب

این نظر توسط فاطمه در تاریخ 1392/5/12 و 2:20 دقیقه ارسال شده است

خداییش اینا چی بودن ؟؟؟؟
سوتی!!!

ّّآبرو ریزی!!

آآآخر اسکلی!!!
والا مگه دروغ میگم؟؟؟


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی